أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

338

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى تعالى ولى و يار و ناصر و دوست و متولّى كار ايشانست و اوليتر است با ايشان ، هدايت ايشان از الطاف او بود و متولّى كار ايشان جز او نباشد با ايشان لطف كند و توفيق دهد از إزاحت علّت و نصب ادلّه كند تا عند آن اختيار ايمان كنند پس ايشان را به اين الطاف از تاريكيهاى جهل و كفر بيرون آرد و بنور هدايت و ايمان آورد چون اين الطاف فعل خداى است ازين سبب اسناد اخراج با اوست همچنانكه عند انزال سوره رجس ايشان در زيادت گشت اسناد آن با سوره كرد ، فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ ، و آن كسانى كه كافرانند اولياء ايشان طاغوت است چنان كه گفتيم از هر چه آن را پرستند از اصنام و كواكب و شياطين و رؤساى ضلالت ايشان را بيرون مىبرند از نور ايمان بتاريكى جهل و طغيان ، اسناد اين با ايشان كرد از بهر آنكه باغراء و اغواء ايشان حاصل شد . عبد الله عباس گفت : اين آيت در حقّ قومى آمد كه كافر بودند بعيسى عليه السّلام چون رسول صلى اللّه عليه و آله آمد به او ايمان آوردند ، خداى تعالى ايشان را بايمان مصطفى از كفر بديگر پيغمبران بيرون آورده . مقاتل گفت : مراد بطاغوت رؤساى ضلالت‌اند چون كعب اشرف و حيى اخطب و جز ايشان [ يُخْرِجُونَهُمْ ] معنى آن بود كه دعوت ميكنند ايشانرا با كفر و مراد بدين جهودانند كه پيش از بعثت محمّد صلى اللّه عليه و آله به او ايمان داشتند از آنچه در كتب خود ديده بودند از نعت و صفت او ، چون بيامد كافر شدند و جحود كردند ، بيانش قوله تعالى : فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ، و اينجماعت اصحاب دوزخ‌اند و در آنجا جاودان باشند و بسمع معلوم مىگردد كه عقاب كفّار مؤبّد خواهد بود و در عقل دليل نيست و از جهت عقل عفو ايشان مجوّز و مستحسن است . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 258 ] أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 258 ) آيا نمىبينى و نميدانى و نمىنگرى آن را كه حجّت آورد بابراهيم عليه السّلام در حقّ خداى و آن نمرود بن كنعان بود و اوّل كسى بود كه تاج بر سر نهاد و در زمين جبّارى كرد و